آنکس که به هیچ سید و میر نمانَد،
شایا صنما، کروبیاش نام نهادند!
م. ج.

پس از نوشتن این یادداشت در حمایت از شیخ مهدی کروبی، نقد و نظرهای پراکندهای، اغلب در نکوهش این موضعگیری خود دریافت کردهام که گمان میکنم تا کنون پاسخشان دادهام. اما در این یادداشت میکوشم تا برخی از مهمترین دلایل حمایتام را دوباره فرا یاد بیاورم و مروری کنم:
۱. هنوز هم گمان میکنم که سیدمحمد خاتمی و میرحسین موسوی در کسوت اصلاحطلبان تئوریپرداز و غیرعملگرا مفید خواهند بود. چراکه ایشان طبق آنچه در دوران مسؤولیت و سخنان خود نشان دادهاند، فقط از بدیها تبرّی جستهاند و در برابر فشارها، همچنان خوددار ماندهاند و از رویارویی و برخوردهایی که گاه به زعمشان، ممکن بوده به خدشهدار شدن موقعیت یا کسر شأن و چهرهی روشنفکریِ قابل احترامشان نیز بینجامد، حذر کردهاند؛ یعنی تا امروز از میانداری و چانهزنی عارشان آمده. پس چنان بوده که در دوران خاتمی روز بهروز بر عقبنشینیها افزوده و سکوتها نیز طولانیتر میشد. اما جسارت و شجاعت کروبی نشان داده که او در موقعیتهای گوناگون تا دستیابی به نتیجهی مطمئن و بیخطر، کوتاه نیامده است.
ادامهی نوشته را بخوانيد...



دلخوشی هر صبحام، نشستن پای سخن و تجربهی پیرم، رییسم، اکبر آقای نعلچیگر است. پس از آشنایی با اوست که محلههای رختشویخانه و چوگور باباجمال و شهر زنجان و هر چه زیباییهاش را بیشتر و بهتر درک و کشف میکنم. او مرا با استعدادهای ذاتی و دیرینهی زنجانیها که ویژه است و همواره خلاف جریان رود کشور، پیوندی عمیقتر، سرشارتر و عینیتر داده.