یادی از آیینهزارهای فرایاد
دكتر مهری تلخابی، عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد خدابنده
«شعر راز ابتدا در انتهاست»
“چار فصل دوستت دارم” تازهترین مجموعهی شعر دکتر قدمعلی سرامی است. شعرهای این مجموعه در قالبهای متنوعی چون نیمایی، قصیده، قطعه، مثنوی، غزل، رباعی، چهارپاره، تکبیتی، ترکیببند، سپید، سهلختی، سروده شدهاند.
در هر یک از این بخشها اغلب اشعار استوار و سخته، شیوا و پخته و پرشور و شرارند. پویه و شتاب و هیمنهی پرجنبی که در این اشعار است سبب میشود که خواننده دنیای تیره و تار خود را یکبار دیگر به گونهای دیگر دیده و فرازهای این هستی سراسر شیب را دریابد. شعر سرامی با رمز و راز، با آهستگی و گرانسنگی همانقدر پیوستگی دارد که با کوبندگی و ناآرامی و پرخروشی، همین روح پرخروش سرامی است که سخن او را از هر قالبی فراتر میبرد و اوست که توانمندانه پیام ژرف و دامنگستر خود را بهراحتی در هر قالبی میریزد تا نشان دهد که هر قلمرویی، زمینهای است برای یک نگاه ناب شاعرانه.
شعرهای سرامی سرشار از تخیل و عاطفه و به زبانی استوار و با شکوه است. در شعرهای او چیرگی بر زبان نمودی روشن دارد. واژگان ]چونان ده انگشت[ یاریگر او هستند و از او نمیگریزند و از همین روست که زیباترین پیوندها و شگردهای ادبی نغز با خامهی توانمندش خلق میشود.
شعر سرامی در اغلب موارد از من شاعر آغاز میشود و سپس در طول شعر هنرمندانه از من شخصی بیرون میآید و به یک عاطفهی همگانی بدل میشود. در همین راستا، زبان فردی نیز به زبان جمعی بدل میگردد و از این روست که این شعرها در ذهن هرخوانندهای، بهگونهای، جریان مییابد. بهعبارت دیگر، میدان معنایی شعر چنان وسیع و شگفتاور و دامنگستر میشود که خواننده میتواند جهانی در فشردگی و پیچیدگی معنایی دریابد و خود نیز به فرایند خلق ادامه دهد.
در این مقاله بر آن نیستم که زمینههای گستردهی شعر سرامی را با درنگ بر هر بخش این مجموعه شعر، بررسی کنم، بلکه برآنم تا خطوط اصلی فکر و اندیشهی او را در حیطهی نظام باورها و عقاید شخصی و نظام باورها و عقاید ادبی بکاوم و بگزارم:
متن کامل این مقاله را از اینجا بر رایانهی خود پیاده کنید و بخوانید.






استاد ادبیات دانشگاه زنجان گفت: مرگ
سید عباس سجادی از شاعران جوان خوشذوق و توانای روزگار ماست. مجموعهی «در سکوت سردم میشود» در برگیرندهی تعدادی از اشعار اوست که در پائیز 1384 چاپ و منتشر شد و به جایگاهی که در خور خود بود، در میان خوانندگان شعر امروز دست یافت.
عصر 








حافظا اين چه كيد و دروغیست 