تبليغاتX
بوی کاغذ
سه شنبه 1387/04/25

عزیز من، کمال 26 سالگی‌ام!

سلام

تولدت مبارک. این اولین سالی است که با تبریک تولدت، من نیز سالی تازه می‌آغازم برای کمالی که محصول یگانگی است. خوشا تو که با اشک و لبخندت در این رهگذر، بدرقه‌ی راهم شده‌ای برای رسیدن به شکفته‌گی و شادی! خوشاتر من، که اکنون چندی است که بازی زیبای کلمه و کمال را در سفره‌ی زیبای زنانه‌ای از جنس تن تو دارم جشن می‌گیرم.

همدم مجازی‌ام!

دلم از این همه تنهایی و رخوت بی‌جسارت گرفته بود که به راهی تازه‌تر، جسورتر کشانده شدم؛ یعنی که به اتفاق، تبلور زیبایی و احساس را در تنی پُرتمنا و مهربان جست‌وجو کردم، و بیشینه‌تر از خویش یافتم در شور و حرارتِ زندگی، و شیطنت آزادی و رهایی که محصول سازگاری و آگاهی است.


ادامه‌ی مطلب را بخوانيد...


 ................................................................................. jalilkhani [at] gmail [dot] com  | 

یکشنبه 1387/04/23

انتخابات مجمع عمومی

کانون نویسندگان ایران

 

بنا به اطلاعات واصله انتخابات مجمع عمومی کانون نویسندگان ایران مورخ 18/4/87 برگزار گردید. لازم به ذکر است که در انتخابات مذکور از روشی ابتکاری برای اخذ آرا استفاده شد. مجمع عمومی کانون نویسندگان ایران چهار سال متمادی اجازه‌ی تشکیل نداشت و سرانجام با آرای پستی انتخابات را برگزار کرد. نتایج حاصله به شرح زیر است:

 

اعضای منتخب هیات دبیران:

ناصر زرافشان

علی‌اشرف درویشیان

فریبرز رئیس‌دانا

جاهد جهانشاهی

اکبر معصوم‌بیگی


ادامه‌ی مطلب را بخوانيد...


 ................................................................................. jalilkhani [at] gmail [dot] com  | 

سه شنبه 1387/04/18

مشکلات فرهنگی ما ایرانیان

حنیف بیات موحد

 

1.     خشونت به جای تساهل و تسامح

2.       پُرتوقع و غرغرو بودن

3.      ظاهرگرایی، مدرک‌گرایی، تجمل‌گرایی؛ این از سطحی‌نگریِ ایرانی است.

4.     نژادپرستی، به شدت ناسیونالیستی؛ به فامیل، عشیره و شهر و کشور

5.      عدم احترام به حقوق دیگران

6.      عدم آینده‌نگری

7.   عبور نکردن از چارچوب‌ها و سنن قدیمی و تعصب به عقاید و طرفداری نابه‌جا از دوستان   و آشنایان

8.     نداشتن فرهنگ جنسی سیستماتیک؛ از عللی که موجب طلاق‌های روزافزون و زندگی‌های نامناسب است.

9.       نداشتن حافظه‌ی تاریخی و تکرار اشتباهات تاریخی

10.    بی‌محلی و قهر کردن و ابهام در مسائل، به جای انعطاف‌پذیر بودن و گفتمان نقد


ادامه‌ی مطلب را بخوانيد...


 ................................................................................. jalilkhani [at] gmail [dot] com  | 

شنبه 1387/04/15

با خویش، با خدا

اسماعیل خوئی


ما را اسیر ِ دین ِ که کردی، خدای ما؟!
تا چیست پاسخ  ِ تو به چون و چرای ما؟!
ما را ز بامداد ِ تو می‌بود دین ِ خویش،
آورده زردهشت ِ سپنتا برای ما:
دینی که، با طلوع  ِ نخستین ِ آفتاب،
روشن شد از فروغ  ِ وی اندیشه‌های ما:
دینی که بر سه نیک ِ اهورایی‌ی تو در
پندار و گفت و کرد بُوَد رهنمای ما؛

دینی که، با طلوع ِ نخستین ِ آفتاب،
روشن شد از فروغ ِ وی اندیشه‌های ما:
دینی که رهنمای ِ پدر در پدر، که هیچ،
بوده‌ست رهنمای نیا در نیای ما؛


ادامه‌ی مطلب را بخوانيد...


 ................................................................................. jalilkhani [at] gmail [dot] com  | 

سه شنبه 1387/04/11

چوبك، کلنجار با پوسته‌ی سنت *

 

صادق چوبکصادق چوبک از نویسندگان موفق نسل اول داستان‌نویسی مدرن ایران بود؛ از هم‌نسلان صادق هدایت، جلال آل‌احمد، به‌آذین و ابراهیم گلستان.

در تیرماه 1295 در بوشهر متولد شد. در 1316 از کالج آمریکایی تهران دیپلم گرفت، با قدسی خانم ازدواج کرد و در وزارت فرهنگ استخدام شد. به دلیل تسلط‌اش به زبان انگلیسی به عنوان مترجم در سال دوم سربازی، خدمت‌اش در ستاد ارتش به پایان رسید. او همراه با تدریس، در هیأت مستشاران آمریکایی، روابط عمومی سفارت انگلیس و شرکت نفت ایران و انگلیس به عنوان مترجم مشغول به کار شد.

از آثار او می‌توان به مجموعه‌ی داستان‌های «خیمه‌شب بازی» (یازده داستان کوتاه)، «انتری که لوطی‌اش مرده بود» (چهار داستان و یک نمایشنامه)، روز اول قبر (ده داستان کوتاه و یک نمایشنامه) و داستان‌های بلند «تنگسیر» که فیلمی از آن به همین نام به کارگردانی امیر نادری در سال 1353 به نمایش عمومی درآمد؛ و «سنگ صبور» که به زعم اکثر منتقدین، در کنار بوف کور صادق هدایت و شازده احتجاب هوشنگ گلشیری جزو برترین رمان‌های نو ایرانی است، اشاره کرد.


ادامه‌ی مطلب را بخوانيد...


 ................................................................................. jalilkhani [at] gmail [dot] com  | 

پنجشنبه 1387/04/06

فردا و هر چه کار دگر...

امروز عشق.

اسماعیل خویی

عزیز من، مهربانی مادرانه‌ام!

همیشه دلم می‌خواسته از چیزهایی بنویسم که گاهی نشده بگویم؛ یعنی که نوشتن آن‌چه به زبان نیامده، ضروری‌تر است. به خیالم همیشه باید آن‌چه ساده به گفتن نیامده را، به روی و بوی کاغذ آورد!

پرستار جهان‌ام، زبانِ جان‌ام!

تو ثابت کرده‌ای که در رخوتِ خواب‌آلودِ تنهایی من، غمخوارترینی، و من این تحفه‌یِ طُرفه را به ذاتِ خودخواهی تو تعبیر می‌کنم که منشاء همین یگانگی است؛ خواستنی که به خواهندگی تنی مثل من می‌انجامد؛ تناقضی زیبا و دروغی پذیرا، که ساحتی از ایثار و اشک و حسرت در خود نهان کرده؛ عرصه‌ای از نمایش بی‌خویشی ِ بی‌غرور، که تن‌کامی و شی‌ء‌وارگی نیز در آن مخفی است.


ادامه‌ی مطلب را بخوانيد...


 ................................................................................. jalilkhani [at] gmail [dot] com  | 

چهارشنبه 1387/04/05

ای کوته‌آستینان

علی‌اکبر سعیدی‌سیرجانی

 

علی‌اکبر سعیدی‌سیرجانی1.       ... در هر کشوری که دیدید مزد  خبرچین‌ها و شکنجه‌گران و جلادها چیزی در حد حقوق مشاغل محترم معمولی است، یقین داشته باشید که سطح اخلاق و وجدان در آن مملکت خیلی فرو افتاده است.

2.       ... مصیبت این است که ما ملت هرگز مجالی نداشته‌ایم تا در حال و هوایی خالی از تعصب و تحریک و شعار، در کار سردمداران سیاست‌مان تأمل کنیم. تحولات اجتماعی وطن ما همیشه در شعاع صد و هشتاد درجه بوده است، نه یک درجه کم‌تر و نه یک درجه بیش‌تر؛ و در نتیجه رجال مملکت‌مان یا بد مطلق‌اند یا خوب مطلق.

3.       ... از  قول آسید مصطفی: آهای مردم، خوب گوش‌هایتان را وا کنید، به جَدّم قسم خیلی خَرید! بله، خَرید و خیلی خیلی هم خَرید! جای آزر بت‌تراش و سامری گوساله‌ساز خالی که بیایند و از شما سواری بگیرند. آهای مردم! معجزه مخصوص پیغمبر خدا بود و دوازده امام، بس والسلام. هر کس دیگر که پیدا شود و ادعای معجزه بکند، اگر می‌خواهید راحت زندگی کنید، صدایش را خفه کنید. امروز اگر معجزه‌ای باشد توی دست‌های پینه‌بسته‌ی من و شماست.


ادامه‌ی مطلب را بخوانيد...


 ................................................................................. jalilkhani [at] gmail [dot] com  | 

جمعه 1387/03/31

هنوز هم فکر نمی‌کنم که روش دانشجویان دانشگاه زنجان در بهانه کردن برای بیان اعتراضاتِ صنفی و دانشگاهی، (که در این مورد خاص، بیش‌تر به انتقام‌گیری ناجوانمردانه شباهت می‌بُرد)، منطقی و اخلاقی بوده باشد.

هتک، بی‌آبرو و محکوم کردن یکی، آن هم بدون محاکمه در مراجع قانونی، شایسته‌ی جامعه‌ی آزاداندیش و حقیقت‌جوی دانشگاهی نیست و تنها ارمغان آنارشیسم و بی‌قانونی است. این ماجرا اگرچه نتیجه‌ی منطقی سخت‌گیری‌ها و امنیتی کردن فضای دانشگاهی و اجتماعی امروز است، اما به نظر نمی‌رسد که مورد حمایت عقلای جامعه در بی‌آبرو کردن استادی خوشنام، و معاونی هرچند غیرقابل دفاع بوده باشد.

ما اگر به سردمداران منادی اخلاق جمهوری اسلامی می‌تازیم که این وعظ و حصر و منبرهای اخلاقی‌شان را بشکنند، مقصودمان نه این است که به تعرض‌ها و بی‌اخلاقی‌ها دامن زده باشیم؛ چه، که همگان و از جمله همان مدعیانِ دین‌خو و دین‌پرور که ارزش‌های خویش را برابر با ارزش‌های جهان می‌پندارند، گناه‌کار‌ترند که به شیوه‌هایی غوغاسالار و هتاکانه دامن می‌زنند.

باری، این ماجرا برای برخی تیولی شد که عرض اندامی کرده باشند و رسانه‌های پیزُری‌‌شان را به رخ بکشند و بادی به غبغب بیندازند که: «ما که قبلاً می‌گفتیم و هیشکی گوش شنوا نداشته بودا!» و یا دیگران را از این که سهمی در بی‌آبروتر کردن آن دکتر بخت‌برگشته نداشته‌اند، سرزنش کنند.

کام‌شان از اقبال به رسانه‌هاشان خوش‌تر! انسان استبدادزده‌ی ایرانی از تخریب دیگران لذت می‌برد.


 ................................................................................. jalilkhani [at] gmail [dot] com  | 

پنجشنبه 1387/03/30

در ارتباط با آرامگاه کورش بزرگ از سوی بنیاد میراث پاسارگاد

به آقای کوئیچیرو ماتسورا، دبیرکل یونسکو

پانزدهم جون 2008

آقای ماتسورای عزیز!

آرامگاه کوروشهمان‌گونه که مسلماً اطلاع دارید، نزدیک به چهار سال است که بارها و بارها، از طریق نامه‌های سرگشاده و اختصاصی به شما، از خطراتی که سد سیوند برای آرامگاه کورش بزرگ به همراه دارد، خبر داده و نظرات کارشناسان و سدسازانی را که دلسوزانه نگران صدمات ناشی از رطوبت به این گنجینه‌ی بزرگ بشری هستند، برای شما فرستاده‌ایم. حتا، درست چند هفته پیش از آبگیری سد سیوند، کمیته‌ی نجات پاسارگاد نامه‌ی سرگشاده‌ای از سوی هزاران هزار انسان در سراسر جهان برای شما ارسال داشت و دست تمنا، برای رسیدگی به این امر خطیر، به سوی شما دراز کرد. در این نامه اظهارات شخص آقای رحیم‌مشایی، رییس سازمان میراث فرهنگی را، مبنی بر امکان تخریب آرامگاه به وسیله‌ی رطوبت، به عنوان سندی برای شما فرستادیم.


ادامه‌ی مطلب را بخوانيد...


 ................................................................................. jalilkhani [at] gmail [dot] com  | 

سه شنبه 1387/03/28

دكتر مجتبی بشردوست:

تفكر انتقادی در جامعه‌ای رشد می‌كند كه بسترهای لازم فراهم باشد

 

منتقد ادبیات گفت: نقد، مولود تفكر انتقادی است. اگر در جامعه‌ای تفكر انتقادی نباشد، نقد نیز وجود نخواهد داشت. تفكر انتقادی در جامعه‌ای رشد می‌كند كه بسترهای لازم برای نقد فراهم آید. در جامعه‌ی استبدادی نه تنها نقد رشد نمی‌كند، بلكه آسیبی جدی به آن وارد می‌شود.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) منطقه‌ی زنجان، دكتر مجتبی بشردوست اظهار داشت: در ادبیات و نقد ادبی همیشه مسأله‌ی نسبیت مطرح است و علت آن هم این است كه جهان همواره در حال تغییر و تحول است.

وی كه در چهل و سومین جلسه‌ی گروه ادبیات عصركتاب اداره‌ی‌کل امور کتابخانه‌های عمومی استان زنجان در خصوص "آسیب‌شناسی نقد ادبی در ایران" در تالار اجتماعات كتابخانه‌ی عمومی سهروردی سخن می‌گفت، افزود: نقد تقریب و تبدیل حس به معیار است. گام اول در نقد، تأثیری است كه در خواننده ایجاد می‌شود و تا زمانی كه این حس زیباشناختی به وجود نیاید قدم‌های بعدی برداشته نمی‌شود.


ادامه‌ی مطلب را بخوانيد...


 ................................................................................. jalilkhani [at] gmail [dot] com  |