داد خواهیم این بیداد را
به نام خداوند جان و خرد
پس از کودتای رسوای انتخاباتی در دورهی دهم ریاست جمهوری و رویدادهای دلخراش و ناگوار پس از آن، که بانگ مهیب بر زمین خوردن تشت رسوایی کودتاگران به واسطهی حماسهی وصفناپذیر ملت ایران، در تمامی جهان پیچید، شاهدیم شمار زیادی از هموطنانمان پس از گذشت ماهها همچنان، بند در پای و تازیانه بر گرده در زیر شدیدترین فشارها، محبوس تمامیتخواهی کودتاگران هستند. آزاداندیشانی چون احمد زیدآبادی، عبدالله مومنی، محمد ملکی، کیوان صمیمی، مجید دری و گروه بسیاری از هموطنانمان و همچنین فعالان سیاسی اصلاحطلب از شمار زندانیانی هستند که در شرایطی دشوار بدون آنکه از سوی حاکمیت و قوهی قضاییهی منسوب آن، اندک وقعی به حقوق این افراد وجود داشته باشد ماههاست به شکل غیرقانونی و در پی دادگاههای نمایشی در زندان بهسر میبرند.
پیمان عارف دانشجوی نخبهی ایران، نفر سوم کنکور کارشناسیارشد علوم سیاسی دانشگاه تهران، برندهی مدال نقرهی المپیاد فیزیک و مبارزی شناخته شده در جنبش دانشجویی، تنها به دلیل اعتراض به محرومیت از تحصیل بیش از چهار ماه همراه با سایر بازداشتهای وقایع پس از انتخابات در شرایط بسیار دشوار در زندان بهسر میبرد. در طول دوران تبلیغات ریاست جمهوری که محمود احمدینژاد از عدم وجود دانشجوی ستارهدار در برابر دیدگان ملت سخن میراند، پیمان عارف به همراه بیش از پنجاه دانشجوی سه ستاره و محروم از تحصیل، همهروزه اعتراض خود را بیان داشت تا سندی دیگر از دروغپردازیهای کودتاگران برملا گردد.
ادامهی نوشته را بخوانيد...


آنقدر چماق مبارزات مسالمتآمیز گاندی را بر سر ما کوفتند که همهی ما گیج شدیم و فراموش کردیم که گاندی میخواست با دوستی از انگلستان جدا بشود و برای کشورش در صحنهی بینالمللی، وجههی خوبی کسب کند و ماندلا هم مایل بود که در کشورداری با سران رژیم آفریقای جنوبی همکاری کند. اما آیا ما مردم ایران مایل هستیم که دست دوستی به رژیم جمهوری اسلامی بدهیم؟ و یا اینکه مایلیم در مجلس ملایان صاحب نیمدرصد کرسی شویم و در جنایات سی سالهی آنان سهیم بشویم؟ آیا ما مردم ایران محتاج صنعت و تکنیک آدمکُشی اینان هستیم که مجبوریم به صورت مسالمتآمیز با آنان بجنگیم؟

پنجاه و یکمین




سجاده، فرش عنف و تجاوز، ای داعیان شرع خدا را!